خطیب خیلی محترم و حزب اللهی تجمع عاشورائیان روز چهارشنبه ضمن برشمردن صفات جمع حاضر، مخالفان حکومت را بزغاله و گوساله خطاب کرد. از اینکه ایشان بر خلاف اسلاف خود مراتب دموکراسی را رعایت کرده و حق انتخاب را برای مخالفان در انتخاب بزغاله و یا گوساله بودن محترم شمرده؛ باید از نامبرده تشکر کرد ولی نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که کسانی که روز عاشورا در مبارزه با ظلم و در اعتراض به خفقان و عدم صدور مجوز راه پیمایی به خیابان ها ریختند، با عقل و شعور و قدرت انتخاب و شجاعتی بی نظیر در خانه ماندن و آمدن به خیابان و مواجه شدن با خطر، این مسیر را انتخاب کردند. آنها با پای خود به خیابان ها آمدن با اراده خود شعار دادند و اگر سنگی پرتاب شد و آتشی برافروخته؛ با اختیار و برای دفع خطر بود. حال آنکه آنانی که روز چهارشنبه به خیابان آمدند نه با اراده خود که با اجبار بخشنامه های حکومتی و تبلیغات شبانه روزی و با ناوگان حمل و نقلی رایگان و با پذیرایی ها و ساندیس ها و رانی ها و ترفیع ها و تشویق های مکرر و بدون ترس و بیم و احساس خطر آمدند. شعار مرگ بر این و آنی دادند که تو گفتی و راهی را رفتند که تو خواندی.
حال تو قضاوت کن که ما بزغاله و گوساله ایم که با انتخاب و اراده خود قدم در این مسیر گزارده ایم یا شما و یارانتان؟
ارسال شده در جامعه | برچسبها بزغاله+ گوساله+ علم الهدی+ بخش نامه+عاشورائیان+ چهارشنبه+ ساندیس | ۱ دیدگاه »
گزارش کامل تظاهرات ولی عصر و پل کریم خان – امروز ساعت 12 بود که رسیدم خیابان مفتح ( دروازه دولت) جمعیتی حدود 200 نفر از مردم سبز در تقاطع سمیه ایستاده بودند و شعار می دادند. موتور رو پارک کردم و به صف مردم پیوستم. از روی پل حدود 10 الی 15 نفر گارد ویژه با گاز اشک آور و پرتاب سنگ به جمعیت حمله ور شدند. مردم هم به کوچه های فرعی و به داخل منازل پناه بردند. چندین بار این اتفاق تکرار شد. ترجیح دادم به مناطق دیگر هم سر بزنم از همین رو از داخل خیابان سمیه به چهارراه ولی عصر رفتم توی تمام فرعی ها مردم بصورت دسته های 40 الی 50 نفره مشغول شعار دادن بودن وارد میدان ولی عصر که شدم دیدم توی خط ویژه ماشین های ضد شورش با تعداد بسیار زیادی نیرو آماده حمله اند و مزدوران و اراذل بسیجی نما با چماق راه را بستن. با هر زحمتی به بالای پل کالج رفتم دیدم درحدود 20 موتور گارد ویژه داره در آتش خشم ملت می سوزه و ماموران مستاصل و ناامید مشغول خاموش کردن آتش موتورها و دو ساختمانی که بر اثر این آتش شعله ور شده؛ بودند. تمام خیابان پر از سنگ و بقایای موتورهای سوخته بود. حصارهای خط ویژه در هم شکسته و داخل خیابان ریخته شده بود.
به چهارراه ولی عصر که رسیدم دیدم یه تعداد بربر دارن به مردمی که یه گوشه ایستاده بودند حمله می کنن در آنسوی خیابان و از سمت خیابان فلسطین جمعیتی حدود 700 الی 800 نفر ریش و کلاغ سیاه عر زنان با پرچم های ایران بسمت چهارراه می آمدن. از چهارراه بسمت بالا تمام سطل آشغال ها در حال سوختن بود. به همین علت برادران عرزشی، امت همیشه در صحنه را بسمت جنوب چهارراه ولی عصر هدایت کردند تا مبادا با ملت ایران رودرو قرار بگیرند. به سمت میدان ولی عصر که آمدم ناگهان حدود 50 موتور سوار گارد ویژه از کنار من رد شدند و با اشاره تعدادی از برادران عرزشی به داخل یکی از کوچه ها که محل تجمع مردم بود رفتن. رفتن همان و صدای گلوله ها و فریاد ها و شیون ها همان! وحشی های نامرد!! از میدان ولی عصر بسمت پل کریم خان که رفتم با جمعیت انبوه ملت ایران مواجه شدم، جمعیتی در حدود 20 الی 30 هزار نفر که یه پارچه شعار می دادن. موتور رو یه گوشه پارک کردم و به صف مردم پیوستم. در همین حال چند تا ماشین با سربازان مجهز بسمت جمعیت حمله ور شدن که با مقاومت مردم سه تا از ماشین ها پا گذاشتند به فرار و یکی از ماشین ها و با نیروهای سوار بر آن در محاصره مردم درآمد. در یک لحظه آسمان سیاه شد و بارش سنگ ها ماشین و سرکوبگران آن را در هم گرفت. سرنشینان تنبان ها را بر سر کشیده و همچون زنی شوهر مرده شیون کنان فرار کردند؛ ثانیه ای بعد بود که ماشین در شعله های خشم ملت می سوخت.
مردم برای اینکه جلوی تهاجم ماشین ها و موتور سوارها رو بگیرن هرچی سنگ و حصار و بلوک های قرار گرفته در کنار خیابان بود رو به داخل خیابان ریختن. خیابان کریم خان در کمتر از ساعتی به حالتی درآمد که اگر کسی می خواست کمی تندتر از حد معمول حرکت کنه بعلت حجم بالای سنگ ها تعادل خودش رو از دست می داد. در همین زمان سرکوبگران با ترکیب جمعیتی متشکل از اراذل بسیجی نما، گارد ویژه، سربازها و کادرهای نیروی انتظامی بهمراه امت همیشه در صحنه که روی هم رفته جمعیتی در حدود 2 الی 3 هزار نفر رو تشکیل می دادند با شلیک گلوله، گاز اشک آور و پرتاب سنگ به مردم حمله کردند. مردم ابتدا عقب نشینی کردن ولی با سازماندهی مجدد و با پرتاب سنگ به سرکوب گران حمله کردند که به عقب نشینی مفتضحانه ایشان تا میدان ولی عصر منجر شد. یکی دو بار این صحنه تکرار شد ولیکن بعلت افزایش نیروهای ویژه مخصوصاً موتورسوارها و ماشین های ضد شورش که متاسفانه (به نقل از یکی از بچه ها من این صحنه رو ندیدم ولی از چند نفر متفاوت شنیدم) در چند صحنه از روی مردم رد شدن!!!! خدا لعنتتون کنه جنایتکاران بی شرم!! مردم مجبور به عقب نشینی و پناه بردن به منازل اهالی شدن. بعد از سرکوب شدید کم کم جمعیت متفرق شده و به خیابان های بالای پل کریم خان متمایل شدند. با فروکش کردن اعتراضات مردم، سوار موتور شدم و به سمت منزل راه افتادم در خیابان قائم مقام دیدم چند نفر دو تا بسیجی نما رو دنبال کردن و اونا هم با اقتدا به مولا و مقتداشون مثل سگ می دویدند که مردم ریختن توی خیابان و گرفتنشون. جای همه رفقا خالی چنان کتکی خوردند که من روی موتور از خود بی خود شدم!! شیر مادراتون حلال شیر بچه های رشید!!
البته به نظر من درگیری حتماً تا امشب ادامه پیدا می کنه مخصوصاً که مراسم شام غریبان در جای جای این شهر برگزار می شه. خواهش می کنم دوستانی که هنوز به این اعتقاد نرسیدن که بیان تویه خیابون، فقط امشب رو بیان و هموطنان خوشونو تنها نزارن.
ارسال شده در جامعه | برچسبها لشگر+یزید+ولی عصر+عاشورا+کریم خان | 3 دیدگاه »
الان تازه از یک عاشورای دیگه برگشتم، از مراسم شب عاشورای دارالزهرا که قرار بود امشب و با سخنرانی مجید انصاری برگزار بشه. ساعت 7.30 امشب بود که رسیدم میدان شهید بهشتی از ترافیک سنگین دور میدون و تعداد بسیار زیاد مینی بوس، اتوبوس و موتور سیکلت های پارک شده متوجه شدم امشب اینجا خبریه. قیافه ها همه خفن و با ریش هایی نامحدود و ژولیده، وابستگی آدم هایی که اونجا جمع شده بودن رو نشون می داد. وارد خیابان کیوان که شدم دیدم خیابون با ماشین های ضد شورش وتا چشم کار می کرد گارد ویژه بسته شده، به ناچار ماشین رو پارک کردم و پیاده راه افتادم. سر کوچه یه جمعیتی 200 نفره دوره یک بسیجی زشت جمع شده بودن و اون سران فنته رو به زعم خودش لعنت می کرد و اونا هم “پیش باد” می گفتن. رسیدم جلوی حسینیه دیدم تا چشم کار می کنه پرچمه که داره توی هوا می چرخه و یه جمعیت حدود 700 نفره دارن حیدر حیدر می کنن. پرس و جو کردم گفتن اینا منتظرن تا در حسینیه باز شه برن داخل مراسم رو بهم بریزن و به این دلیل امشب مراسم عزاداری امام حسین تعطیله!! من با یه جمعیت حدود 20 نفر که 3 یا 4 تا مرد بودیم و مابقی زن یه گوشه ای ایستادیم تا ببینیم چی می شه. بقدری فضا رعب آور بود که هر کسی که واسه مراسم می اومد وقتی این وضع رو می دید ترجیح می داد بره ولی ما تصمیم گرفتیم بمونیم و جلوشون بایستیم مثل یاران امام ظهر عاشورا و در مقابل لشگر یزید. تصمیم گرفتیم با همون 20 نفری که هستیم زیارت عاشورا بخونیم. با هم یکصدا و بلند شروع کردیم به خوندن دعا تا صدای ما بلند شد از هر طرف بود که لباس شخصی و بسیجی دوید طرف ما . یه چند نفری که ظاهران اطلاعاتی بودن اومدن بین ما حائل شدن تا مثلاً مانع بشن تا اون اراذل ما رو به سزای عمل ننگینمون برسونن!! ما دعا می خوندیم و اونا فحش می دادن و مرگ بر منافق می گفتن اونقدر فشار آوردن که چند تا از زنا خوردن زمین واقعاً صحنه ی متاسف کننده ای بود یکیشونم هم با هر زحمتی که بود خودشو رسوند جلو و شروع کرد به عکس گرفتن واقعاً که چقدر حقیرند 4 تا مرد و 16 تا زن چنان زوری بهشون وارد کرده بود که مراسم زیارت عاشورای عاشقانه ما رو بهم زدن و ما رو زیر دست و پا گرفتند. نیروی انتظامی هم اونجا بود ولی خاک بر سرا مثل گونی سیب زمینی فقط نگاه می کردن. با این شرایط ما 1 ساعت اونجا موندیم، هر چند که فکرش رو هم نمی کردیم که توی جمهوری مثلاً اسلامی بخاطر عزای امام حسین و خوندن زیارت عاشورا کتک بخوریم، بهر ترتیب میدان رو خالی نکردیم ، فحش شنیدیم ، تهدید شدیم، درگیر شدیم ولی میدان رو خالی نکردیم و همین موضوع بود که خونشون رو به جوش آورده و همچون زنگی مست بطرف ما حمله ورشون کرده بود. بنظر من هم تنها راه حل همینه : دوست من : نترس ، قوی باش و میدان را خالی نکن هر چند که در مقابل سپاه دشمن ضعیف و ناتوان باشی که این ایمان و استقامت تو یزیدیان را نا امید و مقهور می سازد.
ارسال شده در جامعه | برچسبها دارالزهرا+ محتشمی+ بسیجی+ لباس شخصی+ زیارت عاشورا+ امام حسین | ۱ دیدگاه »
يه نشريه اي به نام ” انعكاس” چند روزه از طرف بسيج دانشجويي دانشگاه امير كبير در تهران و شايد در كشور؛ پخش شده كه در 190 صفحه گلاسه و تمام رنگي بهمراه يه سي دي چند رسانه اي منتشر شده است. تا آنجائيكه ما يادمان مي آيد نشريات دانشجويي با كمترين بضاعت و نهايت در يك A3 سياه وسفيد چاپ مي شد و مي شود و در بهترين حالت بصورت يك ويژه نامه ي چند صفحه اي در ميومد. چاپ اين نشريه و با اين كمالات!! يادآور شعار معروف ” پول نفت چي شده؟ خرج بسيجي شده” است كه از سوي طرفداران جنبش سبز سر داده مي شود. جالب اينجاست كه همكاران بسيج در چاپ اين نشريه تريبون مستضعفين( بخوانيد تريبون متمولين) و خبرگزاري فارس اند و بجهت مشخص نشدن ميزان هزينه تمام شده، شمارگان اين نشريه از ستون مشخصات آن حذف شده و بر حسب تقاضاهاي بسيار!! به چاپ دوم هم منجر شده است.
به راستي چه كسي اين حق را به برخي داده كه پول بيت المال را در ميان ياران و دوستان خود بهر طريقي كه مايل اند بذل و بخشش كنند؟ بخش هايي از اين نشريه اشرافي را در عكس هاي زير مشاهده مي كنيد:

ارسال شده در سياست | برچسبها پول+ بسيجي+نفت+نشريه دانشجويي+ انعكاس | 4 دیدگاه »
بعد از انتخابات در هر تظاهراتي آنچه كه بيش از حد توجه منو بخودش جلب مي كرد شجاعت و جسارت زنان و دختران ايراني بود كه بدون هيچ هراس و ترسي در مقابل ماموران سرتا به بن پا مسلح شعار مي دادند و شايد يكي از علت هايي كه در روز 13 آبان بيشتر از بقيه كتك خوردند هم همين جسارت و شجاعت آنها باشه چرا كه از ديد خيلي از اونايي كه اونروز مي زدن، كاركرد زن فقط توي خونس؛ بشوره، بسابه، بپزه، تميز كنه، بچه داري كنه و.. براي همينم بود كه نوعي عقده گشايي و بقولي حرص در رفتارشون وجود داشت. به اين دليله كه زنان بعد از انتخابات بيشترين آسيب ها را تحمل كردند و بسياري از اونها هم مثل شهيد ندا آقاسلطان به ديار باقي فرستاده شدند!! من به مطلبي برخوردم كه نشون مي داد جسارت و كارداني زنان ايراني ريشه تاريخي داشته و امري مسبوغ به سابقه است و شه بانوهاي ايراني را اگر مجال عرضه باشد كم از مردان ننمايند، به تعدادي از عصاره هاي فخر ملك ايران اشاره مي كنم كه هر كدام بنوعي نقش بسيار مهمي در تاريخ اين مرز و بوم داشته اند:
ماندانا
ماندان یا ماندانا در لغت به معنی شاه بوی عنبر سیاه، دختر آژی دهاک آخرین پادشاه ماد که همسر کمبوجیه پدر کوروش شد و از این وصلت کوروش متولد گردید. او در تربیت و نیز انتقال قدرت به کوروش سهم بسیار موثری داشت. ماندان اولین مدرسه جمعی که در آن برگزیدگانی از پسران بودند بنیان مینهد که خود شخصا به دانش آموزان این مدرسه درس حقوق وقانون را می آموخت و به کوروش می آموخت که باید پایه و اساس ظلم و بیدادی را ویران نماید و در هر حال یار و همیار زیردستان باشد. در این مدرسه فنون سوارکاری و تیراندازی و نبرد نیز آموزش داده میشد.
شیــــرین
شاهزاده ارمنی و برادر زاده و جانشین مهین بانو فرمانروای ارمنستان و زنی خردمند که همسر وفادار خسروپرویز بود. در آن زمان ارمنستان یكی از شهرهای كوچك ایران و شاه ارمنستان زیر نظر شاهنشاه ایران بود. خسروپرویز و شیرین حماسه ای از خود ساختند كه همیشه در تاریخ ماندگار ماند. شیرین از خسرو چهار فرزند به نام های نستور، شهریار، فرود و مردانشه بدنیا آورد كه هر چهار فرزند وی در زندان كشته شدند.
داستان عشق او و خسرو پرویز و دلدادگی او و فرهاد در ادبیات ایران مشهور است. پس از این كه خسرو پرویز بدست دست افسری جوان به نام مهرهرمز (که پدرش مرزبان نیم روز آ«بابل و عراقآ» بوده و دو سال پیش از این واقعه، به دست خسروپرویز مجازات شده بود) کشته میشود، به پسرش شیرویه نداد و به او گفت كه من به عنوان ملكه ایران باید بهترین مراسم سوگواری را برای پدرت خسرو پرویز بجا آورم در حالی كه زیباترین لباس و آرایش را داشت با متانت به همراه موبدان و بزرگان به تشیع جنازه خسرو پرویز پرداخت. پس از انجام مراسم از حاضران خواست كه او را برای آخرین وداع با جنازه همسرش تنها بگذارند در آن هنگام با خنجری در كنار جسد همسرش، خود را كشت.
دغدویـــه
دغدویه یا دوغدو مادر زرتشت است که اصلا از شهر ری بوده است. وی در آنجا با کوی ها و کرپن ها که مردم را گمراه می کردند و از آنها مرتب فدیه و قربانی می خواستند و دین را وسیله ای برای رسیدن به امیال و خواستهای ناروای خود کرده بودند به مبارزه پرداخت. پدر و مادرش چون جان او را در خطر دیدند او را نزد یکی از نزدیکان خود به آذربایجان فرستادند او در آنجا با پوروشسب ازدواج کرد و ثمره این پیوند همایون، زرتشت پیامبر بزرگ ایرانیان است.
کاساندان – کاساندانه
کاساندان تنها همسر کوروش بزرگ، شهبانوی ایران (ملکه جهان) دختر فرناسپه از شاهدختان و دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود که از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر واجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند. کاساندان ملکه ۲۸ کشور آسیائی بوده و همواره در کنار همسرش کوروش بزرگ پادشاهی میکرده و پس از او نخستین فرد قدرتمند و سیاستمدار دربار هخامنشیان بشمار می آمده است. او ۵ فرزند با نام های کمبوجیه، بردیا، آتوسا، رکسانه و ارتیستونه داشت. هر یك از فرزندان کاساندان و كوروش بزرگ به نحوی در تاریخ هخامنشیان دارای نقش تعیین كننده بوده اند و از نشانه ها چنین بر می اید كه آنها از تربیتی خاص برخوردار بودند. به نقل از هرودوت: کاساندان در ۶ نوامبر ۵۳۹ پیش از میلاد فوت کرد و هنگام مرگ وی در بابل ۶ روز همه به سوگواری همگانی فراخوان شدند. کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از او کورش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید. مقبره شهبانو کاساندانه در پاسارگاد، در کنار آرامگاه کوروش بزرگ میباشد.
آتوســا
آتوسا در لغت به معنای خوش اندام است. همچنین به معنای قدرت و توانمندی نیز میباشد. آتوسـا (۵۵۰ تا ۴۷۵ پیش از میلاد مسیح) شهبانوهای ایران یكی از برجستهترین زنان در تاریخ ایران قدیم است. وی دختر کورش کبیر و کاساندان، خواهر کمبوجیه، و همسر دو پادشاه هخامنشی، کمبوجیه و داریوش یکم، و مادر خشایار شاه بود. آتوسـا بانویی زیبا بود وهم شاعر و هم ادیب بود و به نوجوانان پارسی درس ادبیات پارسی میداد. به خاطر خرد و اندیشه نیکویش داریوش با ایشان در مسائل مملکتی و سرنوشت ساز مشورت میکرد و نیز به ایشان اعتماد کامل داشت. اگر داریوش به منطقه ای لشگر میکشید شورای سلطنت برای اداره امور کشور تشکیل میشد و رئیس و مافوق همه در راس شورای سلطنت شهربانو آتوسا بود.هرودوت در مورد زندگی سیاسی وی میگوید: آتوسا از قدرت فوقالعادهای برخوردار بود و علاقمند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. وی همواره یاور فکری داریوش بزرگ بوده و چندین نبرد بزرگ را شخصا فرماندهی کرده و یا با نقشه های جنگی او انجام گرفته است. از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها میدانیم تا زمانی که خشایار از جنگ یونان بر میگردد زنده بودهاست. احتمالا آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستم میباشد.
یوتاب
یوتاب در لغت به معنی درخشنده و بیمانند است. از یوتاب به عنوان یکی از سردارن زن ایرانی نام برده اند..یوتاب خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است . او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد.از یوتاب به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای 20 قبل از میلاد تا 20 پس از میلاد نیز یاد شده است.آریو برزن و یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند.
ارسال شده در جامعه | برچسبها يوتاب+آتوسا+كاساندانه+دغدويه+شيرين+ماندانا+كوروش+داريوش+هخامنشي+آريوبرزن+ايران+ شيرزن | ۱ دیدگاه »
پس از گذشت قریب به 7 ماه از رسوایی بزرگ در ایران، همچنان احضارها، بازجویی ها و بازداشت های فعالین سیاسی تحت اتهام خود ساخته و مجعول ” اقدام علیه امنیت کشور” ادامه دارد و در کنار این اقدامات غیر قانونی؛ جیره خواران تازه به دوران رسیده دولتی که از بیت المال و جیب ملت مواجب غیرشرعی دریافت می کنند هرروز دامنه اختلافات و شکاف موجود بین حاکمیت و ملت را ژرف تر می کنند؛ سیاهه لشکرهایی که برای چهره شدن و سهم خواهی بیشتر و با تداعی شعبان بی مخ ها، هر روز به یکی از شخصیت های اصلاح طلب و یکی از استوانه های نظام و مردم شریف و شجاع ایران اسلامی ایراد اتهام نموده و منویات و گوهره درونی خود را نثار این و آن می نمایند؛ رفتاری که بر خلاف ادعاهای مرسوم هیچگونه ارتباطی با تربیت و اخلاق اسلامی مورد ادعای حضرات ندارد. جالب اینجاست که مدعیان دروغین اسلام از یک سو چنان بر طبل دین می کوبند که گویی فرستادگانی از عالم لاهوتند و از سویی دیگر چنان معجر از سر زن و دختر مسلمان بر می کشند که گویی آنان را با چنگیزخان مغول نسبتی نسبی است و چنان بر زن و مرد؛ درشت و خرد این ملک می تازند و با باتوم و سیم و شیشه تار و پود آنان را از هم دریده و بهم می کوبند که اجنبی و دشمن ورد زبان ایشان هم تاکنون چنین ظلمی را بر ایرانی و ایرانیان وارد ننموده است. در چنین شرایطی است که با تمام قوا و با استفاده از تمام ابزارهای وابسته تبلیغاتی مخالفین خود را منکوب نموده و آنان را به اقدام بر علیه امنیت ملی متهم می نمایند. اقدامی که از اینسو تنها تعبیر به حق ملتی دلیر برای بازیابی عزت و اقتدار ملی می شود چرا که اگر رای و نظر مردمی دستآویز سیاست ورزی و زیاده خواهی سیاستمداران شود؛ در این رخداد اقتدار و عزت ملت زیر سئوال رفته و آبروی ملی به تاراج گزارده خواهد شد که صد افسوس چنین شد!!..
از سویی دیگر و در عرصه خارج، جامعه بین المللی در اقدامی نافرجام تلاش می نماید ایران را به رعایت موازین بین المللی ترغیب نماید و جالب اینجاست که ایران بهیچ وجه خود را ملزم به رعایت قوانین جامعه بین الملل نمی نماید و در پاسخ به خواست های بین المللی؛ ایشان را زیاده خواه قلمداد نموده و بی اعتنایی به نگرانی های خارجی را حق مسلم خویش می خواند.
در یک قیاس منطقی می توان به این نتیجه رسید که ایران در داخل هیچ حقی را برای منتقدین و مخالفین خود مشروع نمی شمارد و هر انتقادی را با اتهام گفته شده سرکوب نموده و در این مسیر با شدت هر چه تمامتر عمل می نماید و در خارج با تهدید به حذف کشورهای دیگر و علی الخصوص کشورهایی چون آمریکا و انگلیس؛ بی توجه به ملاحظات بین المللی اقدام به توسعه زیر ساخت های هسته ای خود و برگزاری مانورهای نظامی و موشکی متعدد در داخل نموده و در واکنش به قطعنامه های نهادهای بین المللی که ایران را متهم به اقدام علیه امنیت جهانی می نماید بر پیگیری مطالبات خود پای می فشارد. نکته مهم این است که کشورهای غربی و علی الخصوص بقول آقایان شیطان بزرگ بطور ضمنی حق ایران را در دستیابی به فنآوری هسته ای و علی رغم دیالوگ های غیردوستانه و سیاست های خصمانه ایران با دنیا برسمیت شناخته و با وجود کارشکنی های مداوم این کشور، گفتگو و میز مذاکرات را بجای سرکوب و فشارهای نظامی تنها راه حل این مشکل می دانند.
استنتاج منطقی این یادداشت سوای از سایر موارد مرسوم در دو نکته ذیل می توان رصد کرد:
1-حقانیت معترضین و منتقدین داخلی ایران بر مبنای نقش مشابه این کشور در عرصه های بین المللی باید محترم شناخته شده و حاکمان ایران تا زمانی که خود نقشی همسان با معترضان داخلی در عرصه خارجی بازی می نمایند می بایست از قواعد مرسوم بازی تبعیت نموده و حق اعتراض و انتقاد را برای منتقدین خود مشروع بشمارد و بقول معروف ” رطب خورده کی منع رطب کند؟”
2-همانگونه که کشورهای دیگر گفتگو و مذاکره را تنها راه حل برون رفت از فضای بغرنج کنونی می دانند؛ حاکمان ایران نیز باید به این نکته توجه کنند که تنها راه خارج شدن از تنش ها و اعتراضات موجود در کشور و رسیدن به ایرانی با ثبات و پیشرفته؛ استقرار دموکراسی؛ گفتگو و شنیدن صدای مخالف است؛ نه سرکوب و اختناق و بهتر است یا در این رابطه از کشورهای ملحد غربی الگو برداری نموده و احترام به حقوق شهروندی مردم و اخلاق حسنه اسلامی را از ایشان فرا گرفته و یا جای شیطان های بزرگ را عوض کرده و دین و شریعت را بیش از این مهجور و مذموم نسازند!!!
ارسال شده در سياست | برچسبها اتهام+ امنیت ملی+ آمریکا+ انگلیس+جنبش سبز+اعتراض+ مذاکرات+شیطان بزرگ+اختناق+دموکراسی | 5 دیدگاه »
ايران ما ديروز:
شهر سوخته در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل – زاهدان واقع شده است. این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده است. «کلنل بیت» یکی از ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیده است. شهر سوخته دارای نظام مرتب و منظم آبرسانی و تخلیهی فاضلاب بوده است. اولین جراحی بروی مغز در این شهر و بروی سر یک دختر بچه انجام گردیده است. بر مبنای یافتههای باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد. برای نخستین بار در شهر سوخته یك چشم مصنوعی متعلق به 4800 سال پیش كشف شد. این چشم مصنوعی متعلق به زنی 25 تا 30 ساله بوده که در یکی از گور های شهر سوخته مدفون شده بوده است.
کشف اولین خط کش جهان با قدمت بیش از پنج هزار سال، این خط کش به طول 10 سانتیمتر با دقت نیم میلیمتری و از جنس چوب آبنوس است. کشف خط کش در شهر سوخته زابل نشانگر این است که ساکنان این شهر باستانی دارای پیشرفت های زیادی در زمینه علم ریاضیات بوده اند. قدیمی ترین تخته نرد جهان بهمراه تاس آن از گور باستانی موسوم به شماره 761 کهن ترین تخته نرد جهان به همراه 60 مهره ی آن در شهر سوخته پیدا شد. این تخته نرد بسیار قدیمی تر از تخته نردی است که در گورستان سلطنتی «اور» در بین النهرین پیدا شده بود.

نخستین انیمیشن جهان
مخترع انیمشین در جهان ما بوده ایم نه چینی ها، باستان شناسان هنگام کاوش در گوری 5 هزار ساله جامی را پیدا کردند که نقش یک بز همراه با یک درخت روی آن دیده می شود. آن ها پس از بررسی این شی دریافتند نقش موجود بر آن برخلاف دیگر آثار به دست آمده از محوطههای تاریخی شهر سوخته، تکراری هدفمند دارد، به گونهای که حرکت بز به سوی درخت را نشان می دهد. هنرمندی که جام سفالین را بوم نقاشی خود قرار داده، توانسته است در 5 حرکت، بزی را طراحی كند كه به سمت درخت حركت و از برگ آن تغذیه می کند.
حاصل انیمیشن و باز سازی آن بروی کامپیوتر
به گفته این باستانشناس، بز از جمله حیواناتی است كه در رسیدن به ارتفاعات تبحر داشته و میتواند با یك حركت جهشی به سمت بالا حركت كند. هنرمند نقاش شهر سوختهای، با دقت و زبردستی موفق به تصویر كردن جهش این بز شده است. از دیگر اشیای مهم از میان هزاران شیئ یافت شده، میتوان از سفال با امضای سفالگر بر روی آن، چکش، سوزن، شهرکهای مسکونی و ساختمانهای همهگانی همچون آپارتمان، بذر خربزه، حبوبات، ماهی خشک کرده، برنج، زیره، کورههای سفالگری، کورههای ذوب فلزات، دکمه، تبر، بندکفش، قلاب، شانه سر، طناب، سبد، گل مو، قابهای چوبی، کفش، کمربند و … نام برد.
اين موارد تنها گوشه اي از تاريخ پر عظمت ايران بزرگ و تاريخي است و اگر بهر گوشه اي از آن نيك بنگريم همه افتخار است و غرور كه اجداد و نياكان ما براي ما به ارث گزارده اند.
و اما ايران ما امروز:
اين تاريخ كهن، اما و صد افسوس كه در دست حكامي بي لياقت كه هر يك بگونه اي چوب حراج بر اين ملك زدند. امروز ديگر از آن ايران اساطيري و كهن چيزي جز نام و ننگ باقي نمانده است، ايراني كه همواره در ژرفاي تاريخ نامي آشنا و مقتدر بود امروز نمونه اي براي عبرت در امر حكومت داري در دروس سياسي و تاريخي مبدل گشته و امروز بعنوان سرسلسله كشورهاي خود محور و ياغي!
يكي از فصول ننگ بار تاريخ ايران حكومت حكام خودفروخته و ترسو بوده كه در كشاكش دوران بجهت حفظ منافع بطني و حوزه هاي تحتاني آن املاك و اشجار اين كشور را به اجنبي هبه نمودند كه بيشترين اين نحوست در قريب به 200 سال گذشته دامانگير مام ميهن گرديده است.
سرزمین های جدا شده از ایران در طول 196 سال گذشته:

آخرین نقشه بین المللی ایران پیش از جدا شدن سرزمینهای تاریخی آن ، انتشارات تامسون (1814)
با توجه به تهدید های مرزی موجود علیه تمامیت ارضی ایران بد نیست به این نکته اشاره کنیم که سرزمین کنونی ایران، تنها سی درصد از ناحیهای وسیع است که در تاریخ با نامهای «ایرانزمین»، «ایرانبزرگ » یا«ایرانشهر» و در جغرافیا با نام «فلات ایران» شناخته می شود. ترفندها و دسیسه های بیگانگان و سستی پادشاهان بی کفایت گذشته بخش های زیادی ازاین سرزمین کهن را در طول فاصله کوتاه 196 ساله از ایران بزرگ جدا نمود که مروری بر چگونگی هر یک از این جدایی ها به رغم تلخی بسیار برای میهن گرایان ایرانی جهت الزام جدیت و حساسیت ما دست کم برای حفظ سرزمین های باقیمانده موجود بسیار آموزنده خواهد بود. گستره سرزمینهای جدا شده از ایران در قراردادهای ترکمانچای،گلستان،آخال،پاریس و… به قرار زیر است:
سرزمین های جدا شده قفقاز بر اساس قراردادهای گلستان و ترکمانچای با روسیه (1813و1828م)
آران و شروان: ۸۶۶۰۰ کیلومتر مربع؛
ارمنستان: ۲۹۸۰۰ ک .م؛
گرجستان: ۶۹۷۰۰ ک.م؛
داغستان: ۵۰۳۰۰ ک.م؛
اوستیای شمالی: ۸۰۰۰ ک.م؛
چچن: ۱۵۷۰۰ ک .م؛
اینگوش: ۳۶۰۰ ;ک.م
جمع کل: 263700 کیلومتر مربع
سرزمینهای جداشده ایران شرقی براساس پیمان پاریس و پیمان منطقه ای مستشاران انگلیسی
هرات و افغانستان: ۶۲۵۲۲۵ ک.م؛
بخشهایی از بلوچستان و مکران: 3۵۰۰۰۰ ک.م؛
جمع کل: ۹۷۵۲۲۵ کیلومتر مربع
سرزمینهای جداشده ورارود(ماوراءالنهر) بر اساس پیمان آخال با روسیه(1881 م.)
ترکمنستان: ۴۸۸۱۰۰ ک.م؛
ازبکستان: ۴۴۷۱۰۰ ک.م؛
تاجیکستان: ۱۴۱۳۰۰ ک.م؛
بخشهای ضمیمه شده به قزاقستان: ۱۰۰۰۰۰ک.م؛
بخشهای ضمیمه شده به قرقیزستان: ۵۰۰۰۰ ک.م؛
جمع کل: 1226500 کیلومترمربع
سرزمین های جداشده جنوب خلیج فارس بر اساس پیمان منطقه ای مستشاران انگلیس
امارات:83600 ک.م
بحرین:694 ک.م
قطر:11493ک.م
عمان:309500ک.م
جمع کل: 405287 کیلومتر مربع
مساحت سرزمینهای جدا شده از ایران درونی به همراه دو سوم کردستانات (که در دوره صفویه به اشغال عثمانی در آمد و بعد ها در بین سه کشور ترکیه،عراق و سوریه تقسیم شد) به مساحت تقریبی 200000ک.م. و نیز عراق به مساحت 438317ک.م. در مجموع حدود 3.5 میلیون کیلومتر مربع بالغ می شود که این مقدار تجزیه یک کشور در کل تاریخ ایران و دنیا بی سابقه است!!!
گذشتگان براي ما چه به ارث گزاردند و ما چه براي آيندگان، با اين همه فضاحت و سرشكستگي كه ما براي آيندگان به ارث خواهيم گزارد آيا براستي شايسته ايم كه نام ايراني را بر خود گزاريم؟
ارسال شده در جامعه | برچسبها ايران+تاريخ+ غرور+ افتخار+ قراردادها+ چشم مصنوعي+ تخته نرد+ تاس+نقشه+خط كش+ جهان+آبنوس | 3 دیدگاه »
چند وقته پيش مطلبي نوشتم به نام” من از خداي تو بيزارم” علتش هم اين بود كه واقعاً از اين همه سودجويي برخي آدم پست و بلانسبت دوستان اين همه حماقت يه مشت آدم ساده لوح كلافه بودم. امروز يه سري عكس هاي جديد بدستم رسيد كه توش يه چندتا عكس آشنا ديدم. بايد اعتراف كنم كه بعضي از اين عكس ها اون زمان تا حدودي منو تحت تاثير قرار داده بود كه يكيش عكس دختره هلندي كه تبديل به سگ شده، بود. امروز كه اطلاعات عكس رو خوندم اول كلي به خودم خنديدم كه مني كه اين همه ادعام ميشه كه روشنفكرم و از اين جور حرفا، ممكنه بعضي وقتا گول يه همچين چيزايي را بخورم. هر چند كه چند سالي از زماني كه اين عكس رو ديدم مي گذره ولي بايد توجه كرد كه خرافات در هر زمان و با قابليت هاي مختلف ممكنه كه آدم رو به وادي تخيل بكشونه . مخصوصاً اگر ديانت و اعتقادات دستمايه سياست بازان و حكومت گران بشه و از اين منظره كه اعتقادات مردم و ضعف تحليل و تمايز واقعيات از جعليات سبب ميشه كه به اصل دين صدمه و لطمات جدي وارد بشه، ما كه در سياست آقايون جز دروغ و فساد و ظلم چيزي نديديم، طبيعيه كه وقتي برخي شعار مي دن ديانت ما عين سياست ما، نبايد انتظار سرنوشتي متفاوت براي دين ودينداري متصور بود.
اخیرا تعدادی از موسسات فرهنگی با چاپ مطالبی در مورد علائم ظهور امام زمان این چنین نقل قول کرده اند که چندی قبل ايت الله بهجت درحين وضو گرفتن بيهوش مي شوند که پس از بهوش آمدن علت را جويا مي شوند که در جواب مي فرمايند در همين لحظه قاتل امام زمان در اصفهان متولد شده است. آگاهان گسترش خرافات و استفاده از اعتقادات مذهبی را حاصل استفاده های سياسی از باورهای عمومی می دانند که هم به باورهای اعتقادی مردم لطمه زده و هم راهی در برابر شیادان باز کرده است به اين چند خرافه كه در مطبوعات داخل کشور در این چند سال انتشار يافته نگاهی بياندازيد:
محراب و چاه امام زمان
دو سال پيش در محراب مسجد جمكران شيشهای نصب شد و چند لامپ سبز رنگ نيز به آن آويزان شد. كمكم اين قسمت از مسجد به شكل يك جاذبهی سياحتی- زيارتي(!) درآمد و به تدريج برای آن داستانها و افسانههای شاخداری هم ساختند. زوار در پشت شيشه صف كشيده و آن محل را زيارت میكردند. تا جايی كه آيتالله مكارم شيرازی در اعتراض به اين عمل گفت: «اخيراْ در محراب مسجد جمكران يك تشكيلات شيشهاى سبزرنگ و چراغ درست كردهاند كه كمكم به صورت امامزادهاى درآمده است. مردم براى بوسيدن اين شيشه صف میكشند، كسانی هم هنگام دور شدن عقب عقب میروند مثل كارى كه در حرم امامان و امامزادهها میكنند. بعضیها هم فاتحه میخوانند، عدهاى تعظيم میكنند، بعضی از عوام هم میگويند اينجا قبر حضرت وليعصر(عج) است. حتما چند سال ديگر هم فردى پيدا میشود و كتابی مینويسد كه 70 نفر از اوتاد در اينجا دفن شدهاند. هركس مرتكب اين كار شده اشتباه كرده است، اين ضربهاى به مسجد جمكران است . پس از اين اعتراض، بلافاصله اين تشكيلات معجزهآسا و امامزادهی جديدالاحداث از محل محراب جمعآوری شد و البته آب از آب هم تكان نخورد! اما ذهن خرافهساز مؤمنين قلابی و دكانداران دين هم بيكار نماند و محلی را به نام «چاه عريضه» اختراع كردند و اظهار داشتند كه مردم میتوانند از طريق انداختن عريضه و دعاهای خود در اين چاه از امام زمان بخواهند كه زودتر ظهور نمايد. و البته اين مدت نيز نه تنها عوام كه خواص بسياری هم به اين چاه پناه آوردهاند و عريضه و دستورالعمل و بخشنامه و پيشنهاد انتصابات خود را داخل آن چاه میريزند .
دختر جوانی در هلند در زمان تلاوت قرآن توسط مادرش با صدای بلند به موسيقی گوش میكرد. هنگامی كه با اعتراض مادرش مبنی بر كم كردن صدای موسيقی مواجه میشود به او و كتاب قرآن اهانت میكند. اين دختر هنگامی كه میبيند با وجود مخالفت او باز مادرش به خواندن قرآن با صدای بلند ادامه میدهد، قرآن را به زور از دست مادرش میگيرد و آنرا پاره میكند كه در همان حال دختر جوان آتش گرفته و میسوزد. مادر دختر برای خاموش كردن دخترش بر روی او پتو میاندازد و بعد از اينكه پتو را از روی او بر میدارد میبيند كه دختر او تغيير چهره داده و به صورت عكسی كه میبينيد در آمده است . مدتی بعد مشخص میشود كه اين خبر از اساس ساختگی بوده است. عكس مربوط به مجسمهای ساخته پاتريشيا پيچی نينی است كه از سيليكون و كائوچو ساخته شده و طرحی در مورد مهندسی ژنتيك مربوط به تكامل حيوانات است و هيچ ارتباطی با موضوعات مذهبی ندارد. آن كه دسترسی به چنين خبری داشته و قطعا با اروپا و طبوعات آن درتماس بوده و دسترسی داشته، نمی دانسته اصل ماجرا چيست؟ میدانسته، اما ماموريت برای داخل كشور اجرا میكرده است
پناه آوردن سگ گريان به حرم امام رضا(ع)

قضيه ورود سگی گريان(!) به حرم امام رضا در مشهد كه عكسالعملهای بسياری برانگيخت از آن موضوعات جالب توجه است. بعد از خبر ورود سگی به حرم و عارض شدن در آنجا فيلم و خبر و كپی گزارش آن دست به دست میگشت و به فروش میرسيد و مطبوعات نيز با كشيدنهالهای از تقدس دور اين موضوع امكان هر گونه تشكيك يا نقد موضوع را از همه گرفتند. سايت اينترنتی انتخاب نيز با آب و تاب و قطعاتی از فيلم ويديويی سگ مذكور به اين قضيه بيشتر دامن میزد. سرانجام روزنامه جمهوری اسلامی بعد از چند روز واكنش نشان داد و نوشت . توطئه وارد ساختن يك سگ به حرم مقدس رضا و مطرح كردن خبر آن در پايگاههای اطلاعرسانی كه طی دو هفته اخير شايعات زيادی را بر سر زبانها به جريان انداخت، با كشف يك باند سودجو و دستگيری عوامل اين باند، خنثی شد.اعضای اين باند، يك شياد و دو نفر از خادمان حرم بودند كه با همدستی همديگر توانستند يك سگ را از قسمت مربوط به بانوان وارد حرم نمايند و تا نزديكی ضريح مطهر ببرند و با فيلم برداری و انتشار خبر آن و تهيه سی دی اقدام به سودجويی نمايند.
در ماه محرم سال گذشته در شهر كوچك شيبان نزديك اهواز گوسفندی پيدا میشود كه میگويند روی شاخ سمت چپ او شمشير امام علی نقش بسته است. بلافاصله اين موضوع دهان به دهان گشته و به يك افسانهی مذهبی در منطقه مبدل شده و كمكم به رسانههای سراسری نيز كشيده میشود. مردم دسته دسته برای تماشای گوسفند مقدس به سمت شيبان هجوم میبرند و به تدريج شايعات عجيب و قویتری در مورد اين گوسفند زبان بسته و از همهجا بیخبر پديد آمد مثلاً اين كه هيچ چاقوی گلويی او را نمیبرد و با بعضی از خواص به طور خصوصی صحبت میكند و احتمالاً پشكل و ادرارش هم شفاست. از اين قضيه مدتها گذشت و ظاهراً تقدس گوسفند هم كمرنگتر شد. برخی آن را شايعهای ساختهی صاحب گوسفند میدانند كه به هر صورت درآمد خوبی از طريق نذورات مردم خرافی به پای اين «گوسالهی سامری» به جيب زد.
شبيه اين گوسفند، حكايت يه گاويه كه من كليپش رو ديدم كه يه نوحه سوزناكي روش گذاشتن و قصاب هر كاري مي كنه كارد گلوي گاو رو نمي بره واقعاً كه اشك آدم در مياد!!
دو سال پيش يك عكس تبليغاتی از چهرهی زنی با صورت ببر كه توسط فتوشاپ ساخته شده، متعلق به يك موسسه تبليغاتی در كرمانشاه در يكی از مطبوعات محلی چاپ میشود. بعد از مدتی اين عكس در قم كپی و تكثير شده و شايعهای پديد میآيد كه زنی به مقدسات اهانت نموده و به اين صورت درآمده و او را دستگير كردهاند. قدرت تهييج و تحريك اين شايعه چنان است كه به زودی مردم به سمت پاسگاه شيخآباد در منطقه نيروگاه قم هجوم میبرند و از عوامل انتظامی میخواهند تا زنی كه ادعا میشود به خاطر پاره كردن قرآن كريم و ريختن آن در زبالهدانی و تبديل شدنش به صورت ببری كه نيمی از صورتش به شكل انسان است و مانند ببرها دم و سبيل دارد، را به آنها نشان دهند! شايعه میشود كه قرار است زن ببرنما را روز جمعه اعدام كنند. با فرا رسيدن بعداز ظهر روز جمعه و نزديك شدن به ساعات اعدام زن ببرنما مردم اين منطقه گروه گروه در ميدان نبوت تجمع میكنند و از آنجايی كه يك جرثقيل هم بر حسب تصادف در همان محل پارك بوده مردم گمان میكنند كه احتمالاً با همين جرثقيل میخواهند زن را اعدام كنند و در واقع وجود اين جرثقيل هم بر اطمينان بيشتر مردم نسبت به اين مسأله میافزايد وشايعه را باورپذيرتر میكند. اين قضيه به تدريج به صورت يك شورش همگانی درمیآيد و با شكستن شيشه بانكها منطقه به آشوب كشيده میشود و تعداد زيادی نيز دستگير میشوند.
تمثال مبارك امام زمان پشت ناوداني در شهرك غرب!

شهرک قدس در حاشيه پايتخت 12 ميليونی ايران. ناودان سوراخ بوده و آب از پشتش به ديوار راه يافته، ناودان را برای تعمير از جا درآورده اند و زردآب پشت ناودان هويدا شده است. هو انداختند که سايه امام زمان روی ديوار افتاده و مردم دردمندی که غرق در مشکلات زيستی و معيشتی اند به اميد علاج آنها دست به دامن اين سايه شدند.

البته اين عكس رو من 3 يا 4 ساله پيش ديدم اون موقع مي گفتن اين عكس متعلق به حضرت ابوالفضل(ع)، چون يك دست نداره، آقا ملتم يك گريه اي مي كردن دل آدم ريش مي شد!!
تمامي اين ها براي آگاهي بخشي هرچه بيشتر به مردم و متدينين ساده لوح اين سرزمينه كه هرچي بلا هم بسر كشور مي ياد از صدقه سر همين دوستان نادان ماست . اميدوارم روزي برسه كه جز حقيقت چيزي در پهنه آسمان باور مردم گسترده نشه.
ارسال شده در جامعه | برچسبها دين+سياست+ خرافات+شيادي+ حماقت+مسلماني | 6 دیدگاه »
يه چند مدتيه كه توي بالاترين دائماً يه عده دارن دم از اتحاد و همبستگي اقوام ايراني مي زنن و تا يكي يك لينك تبعيض آميز مي فرسته منفي بارونش مي كنن با اين استدلال كه ما همه ايراني هستيم و نبايد به همديگر توهين كنيم. الانم يه لينكي با اين تيتر “نگفتن جوک قومی – قبیله ایی نشانه شخصیت شماست” داغ شده و كلي امتياز آورده. با اين اوضاع و احوال كه لازمه وحدت و انسجام همه ايراني ها بر عليه ظلم و دولت كودتا حفظ بشه بعضي ها عمداً با ارسال لينك هاي ضد مذهبي دارن آتش فتنه و اختلاف رو زياد مي كنن واسه چي؟ واسه اين 4 تا دونه مثبت بگيرن و 5 تا دونه نظر پايه لينكشون ثبت بشه. هر كسي مي دونه كه دين كه يك مساله شخصيه و براي پيروانش هم محترمه و هيچ كسي هم حق نداره تنها به اين دليل كه به فلان دين اعتقاد نداره؛ يا با توهين مستقيم و يا با استناد به مواردي كه معلوم نيست واقعاً وجود داشته و يا تحريف شده، احساسات طرف مقابل رو تحريك كنه و هرچي لينك كذايي كه از دستش بر مياد بفرسته و يه عده ديگه هم بجاي اينكه بهش تذكر بدن كه اولاً كار شما اشتباست، گيرم كه بعضي ها دارن از دين سوء استفاده مي كنن و كلي حديث و آيه جعلي واسه ي منافعشون تويه تاريخ ريختن، تو چرا به اين حماقت دامن مي زني مگه تو 1400 سال پيش اونجا بودي كه بدوني راست و دروغ چيه؟ بجاي زير سئوال بردن باور مردم دست سوءاستفاده گران و ظالمان رو از دين و ديانت كوتاه كن و دوماً حالا كه بخش قابل توجهي تويه اين كشور واقعاً به يه چيزي اعتقاد دارن تو چرا سعي ميكني به انحاي مختلف اونها رو وادار به عكس العمل كني؟ اونم تويه اين شرايط كه ما نياز به وحدت و كسب حمايت مردم داريم.
نكن برادر يا خواهر محترم به اعتقادات ديگرون احترام بزار تا به اعتقاداتت احترام بذارن و در ضمن كار مارو از اين سخت ترش نكن!!
ارسال شده در جامعه | برچسبها لينك+ضدمذهبي+بالاترين+قومي+قبيله اي+دولت كودتا+دين+احساسات+وحدت | 3 دیدگاه »
1944، اعدام دسته جمعی در جنگ جهانی دوم

اکتبر 1960 ، توکیو ، ژاپن: یک دانشجوی جناح راست ، رهبر سوسیالیستها Inejiro Asanuma را ترور میکند.
1956 ، آلمان غربی: یک سرباز آلمانی بعد از طی دوره اسارت در روسیه به میهنش بازگشته و با دختر 12 سالهاش که از یک سالگی او را ندیده ، ملاقات میکند.

ژوئن 1962 ، ونزوئلا: سربازی که مورد اصابت گلوله یک تکتیرانداز قرار گرفته در آغوش یک افسر نیروی دریایی. عکاس این عکس را در حالت درازکش برای پرهیز از اصابت گلوله تك تير انداز به خودش گرفته است.

آوریل 1964 ، قبرس: یک زن ترک به عزای شوهرش که در جنگ داخلی بین ترکها و یونانیها در جزیره قبرس کشته شده ، نشسته است.

سپتامبر 1965 ، ویتنام جنوبی: یک مادر و فرزندانش برای فرار از بمباران آمریکاییها
از عرض رودخانه عبور میکنند.

اول فوریه 1968 ، سایگون ، ویتنام جنوبی: پلیس ملی ویتنام جنوبی Nguyen Ngoc Loan ، یک ویت کنگ را اعدام می کند.

8 ژوئن 1972 ، ویتنام جنوبی: عکاس این عکس به خوبی آن روز را به یاد میآورد ، نیروهای ویتنام جنوبی منطقهای را با ناپالم بمباران کردند ، دختر ویتنامی در حالی که فریاد میزِد:”بسیار گرم است”، لباسهای در حال سوختنش را درآورد و بعد آب قمقمهاش را روی خود ریخت ، عکاس با دیدن کودکان در حال فرار آنها را سوار اتوموبیلش کرد و به بیمارستان مجاور برد.

11 سپتامبر 1973 ، سانتیاگو شیلی: سالوادور آلنده ، رئیس جمهور شیلی
لحظاتی قبل از مرگ در جریان کودتای پینوشه ، عکاس این عکس ناشناس است و
نیویورک تایمز این عکس را از منبعی که بر ناشناس ماندنش اصرار داشت ، به دست آورد.

جولای 1974 ، بوستون آمریکا: یک زن و یک دختر خودشان را از یک ساختمان در حال اشتعال به پایین پرت میکنند.

آوریل 1980 ، اوگاندا: یک پسر دچار سوء تغذییه شدید. عکاس این عکس وقتی
که فهمید همان مؤسسهای که از انتشار این عکس به مدت 5 ماه خودداری کرده است ،
عکس را وارد رقابت عکاسی کرده است ، بسیار ناراحت شد. وقتی عکس برنده جايزه “بهترین عکس خبری سال” شد ، عکاس بسیار برآشفت ، چون مخالف
برنده شدن در رقابتهای عکاسی از راه انتشار عکس افراد گرسنه و در حال مرگ بود.

اکتبر 1983 ، شرق ترکیه: بعد از یک زلزله ، زنی جسد 5 فرزندش را پیدا کرده است.

دسامبر 1984 ، بوپال هند: جسد کودکی که بعد از نشت گاز سمی از یک کارخانه صنعتی فوت کرده. این عکس ، نماد حرص و آز جهان صنعتی شد.

4 ژوئن 1989 ، پکن چین: عبور تانک از روی مخالفین تجمع کرده در میدان “تیان آن من”

ژوئن 1994 ، رواندا: چهره مردی از قبیله هوتو که از سوی همِقبیلهایهایش به خاطر ظن به همکاری با قوم توتسی شکنجه شده است.

می 1995 ، چچن: چهره یک آواره در حال انتقال به اردوگاه آوارگان در جریان مناقشه بین نیروهای جداییطلب چچن و ارتش روسیه.

نوامبر 1988 ، کوزوو: بیوه یک سرباز ارتش آزادیبخش کوزوو در مراسم تشییع جنازه شوهرش

دسامیر 2004 ، تامیلنادو هند: زنی در ماتم نزدیکان کشته شدهاش در سونامی

و در پايان غم انگيزترين عكس قرن، کودک آفریقایی در شرف مرگ و کرکس در حال آماده شدن برای تغذیه!

ارسال شده در جامعه | برچسبها عكس+ دنيا+لرزه+ تاريخي+ كودك+كركس+آفريقا+تيان آن من+تانك+زلزله+اعدام+جنگ جهاني دوم | 9 دیدگاه »














