ديروز داشتم خودمو آماده مي كردم تا يه پيشنهاد تحقيق يا همون پروپوزال به زبون انگليسي بنويسم واي كه توي اين جور لحظاته كه آدم به ايروني بودن خودش افتخار مي كنه؛ تمام اجدادمو آوردم جلوي چششم تا 3 صفحه مطلب نوشتم اونم با كلي غلط و غولوطه گرامري. بنظرم رسيد بهتره قبلش با يكي از اساتيد دوره دانشجويي يه مشورتي هم بكنم. رو اين حساب بهش زنگ زدم و جالب بود بعده 4، 5 سال تا اسممو گفتم سريع شناخت، جل الخالق من يادم نيست صبح كه از خونه ميومدم زيپ شلوارمو بستم يا نه؟!!- واقعاً هم نبسته بودم؛ توي خيابون بستم كلي ضايع شدم!!- بهر حال اين چند روزه دارم رو پيشنهادم كار مي كنم. يه ايميلي هم به پروفسور چان، رئيس دپارتمان علوم سياسي دانشگاه آكلند زدم كه احتمالاً فردا پس فردا جواب مي ده. اگر بشه كه نظر مثبتشو واسه تحقيقم جلب كنم كه چي ميشه.. گفتم به ايروني بودنم افتخار مي كنم يادم باشه يه قضيه اي رو واستون تعريف كنم تا شما هم بيشتر افتخار كنيد. فعلاً .. دعا كنيد پروفسور رو كيف باشه !!